Scholar
 

فال حافظ

-_ !News _-

انواع ساختارهای سازمانی: سازمان ها از جهتی شبیه اثرات انگشتانندو هر سازمانی ساختار منحصر به فرد خود را داراست. با وجود این هیچ ساختاری نمی توان یافت که به طور کامل منحصر به فرد باشد. اگر به سازمان های فعلی موجود نگاهی بیندازیم به وضوح می بینیم که اکثر این سازمان ها عناصر مشترکی دارند. عناصر مشترک در سازمان ها: اگر چه یک چارچوب مورد توافق جهانشمول برای طبقه بندی سازمانها وجود ندارد، اما کار جدید هنری مینتزبرگ را می توان یک چارچوب نردیک به این طبقه بندی مناسب دانست. مینتزبرگ معتقد است که در هر سازمانی پنج بخش اصلی وجود دارد که عبارتند از: 1) بدنه اصلی عملیات: کارکنانی که در ارتباط با تولید محصولات و یا ارائه خدمات مؤسسه کارهای اصلی را انجام می دهند. 2) بخش عالی سازمان: مدیران عالی سازمان، کسانی که مسئولیت کلی سازمان را به عهده دارند. 3) بخش میانی: مدیرانی که هسته عملیاتی را به بخش عالی سازمان پیوند می دهند. 4) متخصصین فن (فن سالاران): تحلیلگران، کسانی که مسئولیت اجرای شکل های خاص استانداردسازی به عهده دارند. 5) بخش ستاد پشتیبانی: افرادی که واحدهای ستادی را تصدی می کنند، کسانی که خدمات پیشتبانی غیرمستقیم به سازمان ارائه می دهند. هر یک از این بخش های می توانند سازمان را تحت سلطه خود درآورند. علاوه بر این، بسته به اینکه کدام بخش سازمان را تحت کنترل خود درآورده، چارچوب ساختاری مشخصی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین مطابق با گفته های مینتزبرگ پنج نوع طرح ساختاری جداگانه وجود دارند که هر کدام از آنها به یکی از بخش های پنجگانه غالب بر بخش های دیگر مرتبط می باشند. اگر کنترل سازمان در دست هسته عملیاتی قرار گیرد تصمیمات به صورت عدم تمرکز اتخاذ می شود. این امر بوروکراسی حرفه ای را به وجود می آورد. اگر مدیریت عالی حاکم بر سازمان شود کنترل متمرکز بوده و ساختار ساده بوجود می آید. اگر مدیران میانی کنترل را به دست گیرند سازمان دارای تعداد زیادی بخش های خودگردان می شود و ساختار شکل بخشی به خود می گیرد. اگر تحلیلگران و متخصصین فنی غالب شوند، کنترل از طریق استاندارد سازی اعمال می شود و ساختار حاصله بوروکراسی ماشینی خواهد بود. نهایتاً در مواردی که نیروهای ستادی و پشتیبانی حاکم بر سازمان گردند، کنترل از طریق نوعی تبادل و توازن دو سویه اعمال می گیردد و در نتیجه ادهوکراسی ظهور پیدا می کند. ساختار ساده: در خصوص ساختار ساده گفته می شود که چنین ساختاری به وسیله ویژگی هایی که در آن نیست، نه ویژگی هایی که داراست شناخته می شود. ساختار ساده دقیق طراحی نشده است، از پیچیدگی کمی برخوردار است و اختیارات در دست یک شخص خاص متمرکز می باشد. ساختار ساده مناسب حال سازمان های تخت بوده، که یک هسته عملیاتی ارگانیک داشته و تقریباً همه افراد، گزارش کار خود را به یک مدیر عالی سازمان که قدرت تصمیم گیری در او متمرکز گردیده، ارائه می دهند. نقاط قوت و ضعف ساختار ساده: نقطه قوت ساختار ساده در سادگی آن نهفته است. ساختار ساده سریعاً شکل می گیرد و منعطف شوده و برای حفظ آن هزینه ای لازم نیست. لایه های زائد در آن وجود ندارند. مسئولیت های افراد مشخص است. چون اعضای سازمان قادرند به راحتی از رسالت سازمان آگاهی حاصل کنند و همچنین می توان به راحتی دیدکه چگونه فعالیت تک تک افراد در تحقق اهداف سازمان نقش دارند، لذا میزان ابهام در هدف در چنین ساختاری حداقل است. ضعف عدم ساختار ساده این است که قابلیت کاربردی محدودی دارد. وقتی که اندازه سازمان افزایش می یابد، عدم کفایت این ساختار ثابت می شود. مضافاً اینکه قدرت در دست یک نفر متمرکز است. در چنین ساختاری به ندرت اتفاق می افتد که قدرت مخالف و همتراز با قدرت مدیر اجرایی ارشد ظهور پیدا کند. از این رو ساختار ساده زمینه سوء استفاده از قدرت را به وسیله شخصی که قدرت در او متمرکز است، فراهم می کند. البته ساختار ساده به عنوان ساختاری که بیشترین ریسک را دارا بوده و حول محور خواسته های یک فرد خاص دور می زند توصیف و تشریح می شود. چه موقع باید آن را به کار گیرید؟ اگر سازمان کوچک بوده (تعداد کارکنان کم باشد) و یا در مرحله شکل گیری است (سازمان تازه تأسیس باشد) و یا محیط ساده و پویا می باشد و یا سازمان مواجه با تهدیدات محیطی و یا نوعی بحران است و یا اینکه مدیر ارشد، مالیکت سازمان را به عهده دارد و یا مدیر ارشد اجرایی سازمان خواهان تمرکز قدرت در دست خود است و یا از قدرت ناشی از اعتماد زیردستان برخوردار است. نمونه کلاسیک ساختار ساده، مؤسسه یا سازمان کارآفرین است. بوروکراسی ماشینی: استاندارد سازی، مفهومی کلیدی است که همه بوروکراسی های ماشینی بر آن تأکید دارند. در بوروکراسی ماشینی وظایف عملیاتی بسیار تکراری بوده، قوانین و مقررات بسیار رسمی است، وظایف سازمانی در بخش های وظیفه ای گروه بندی شده اند، اختیار متمرکز می باشد. تصمیم گیری از سلسله مراتب تبعیت می کند و نوعی ساختار سازمانی دقیق همراه با تمایز بسیار واضح بین فعالیت های صفی و ستادی حاکم است. قوانین و مقررات بر کل ساختار حاکمیت دارند. بخش کلیدی این طرح متخصصین فنی هستند زیرا در چنین ساختاری تحلیلگران ستادی یعنی مهندسین و متخصصان زمان سنجی و حرکت سنجی، طراحان شرح شغل، برنامه ریزان، بودجه نویسان، حسابداران، حسابرسان و تحلیلگران سیستم ها و روش ها جای دارند. نقاط ضعف و قوت: نخستین نقطه قوت بوروکراسی ماشینی در توانایی آن در انجام فعالیت های استاندارد شده به روشی بسیار کارآمد نهفته است. در کنار هم قرار دادن متخصصان مشابه، موجب پدیده صرفه جویی ناشی از مقیاس شده و دوباره کاری پرسنل و تجهیزات را حداقل نموده و میزان رضامندی و آسودگی کارکنانی را که فرصت حضور در گروه های همزبان و هم حرفه خود را یافته اند بالا می برد. علاوه بر این اگر مدیران میانی و رده های پایین نیز از توانایی و فراست کمی هم برخوردار باشند چنین ساختاری قابل اجراست. فراگیر بودن قوانین و مقررات جایگزین هر گونه آزادی عمل مدیران می شود. عملیات استاندارد بوده و از رسمیت بالایی برخوردارند که در نتیجه تصمیم گیری به صورت متمرکز را موجب می شوند. از این رو نیاز کمی به استفاده از تصمیم گیرندگان با تجربه و نوآور در رده های پایین تر مدیران ارشد احساس می گردد. بوروکراسی ماشینی فقط مادامی که کارکنان با مسائلی مواجه اند که قبلاً آنها را تجربه کرده اند و همچنین وقتی برای تصمیمات برنامه ریزی شده، قوانینی از قبل مقرر شده است، کارآمد می باشد. یکی از نقاط ضعف عمده بوروکراسی ماشینی این واقعیت را خاطر نشان می کند که تخصص گرایی، تعارض بین واحدهای فرعی سازمان را ایجاد می کند. اهداف واحد وظیفه ای، اهداف کلی سازمان را تحت الشعاع قرار می دهند. یکی دیگر از نقاط عمده ضعف بوروکراسی ماشینی این است که چون در این ساختار افراد زیادی باید در یک واحد و یا یک بخش با هم کار کنند، بایستی بیش از حد به قوانین تجه شود. موقعی که مواردی پیش می آید که دقیقاً با قوانین تناسب ندارند، هیچ گونه مجالی برای تغییر و اصلاح وجود ندارد. چه موقع می بایست آن را به کار گیرید؟ بوروکراسی ماشینی موقعی کارآمد است که اندازه سازمان بزرگ بوده، محیط ساده و با ثبات باشد، فناوری مورد استفاده کارهایی تکراری را در بر دارد که می توانند استاندارد شوند. بوروکراسی ماشینی در چه سازمان هایی وجود دارد؟ در شرکت های دارای تولید انبوه نظیر: اتومبیل سازی و فولاد؛ سازمان های خدماتی که فعالیت های تکراری و ساده انجام می دهند از قبیل: زندان ها، شرکت های بیمه، شرکت های تلفن؛ مؤسسات دولتی که کارهای عادی انجام می دهند نظیر: اداره پست، اداره وصول مالیات؛ سازمان هایی که نیازهای ایمنی خاص را برآورد می کنند از قبیل: شرکت های هواپیمایی و ادارات آتش نشانی. همه این سازمان ها فعالیت های یکنواخت و استاندارد شده در سطح بالا را انجام می دهند. بوروکراسی حرفه ای: بوروکراسی حرفه ای بدین دلیل مطرح شده که به سازمان ها این امکان را دهد تا متخصصین آزموده را برای انجام فعالیت ها در هسته عملیاتی به کار گیرند و در عین حال به کارایی های لازم ناشی از استاندارد کردن فعالیت های خود نیز نائل شوند. این طرح ساختاری ترکیبی از استاندارد سازی با پدیده عدم تمرکز است. افزایش چشمگیر و فوق العاده دانش بشری موجب شده که یک طبقه کلی از سازمان هایی به وجود آیند که برای تولید کالا و ارائه خدمات فقط افراد متخصص و حرفه ای را می طلبند. این امر باعث گردیده که نیاز به نوعی طرح سازمانی احساس شود که به جای تخصص گرایی وظیفه ای به تخصص گرایی اجتماعی متکی است، یعنی تخصص گرایی بر مبنای مالکیت مهارت های فردی است نه بر تقسیم کار. در این ساختار قدرت در هسته عملیاتی متمرکز است زیرا مهارت های مهم مورد نیاز سازمان در اختیار آنها بوده و همچنین در بکارگیری مهارت های خود استقلال دارند (این امر از طریق پدیده عدم تمرکز محقق می شود). تنها بخشی از بوروکراسی حرفه ای که دارای قوانین و مقررات رسمی بوده، ستاد پشتیبانی است، اما فعالیت های آن بر ارائه خدمات به هسته عملیاتی متمرکز است. نقاط ضعف و قوت: نقطه قوت بوروکراسی حرفه ای این است که می تواند وظایف تخصصی را با همان کارایی نسبی شبیه بوروکراسی ماشینی انجام دهد. نقطه ضعف بوروکراسی حرفه ای همان نقطه ضعفی است که بوروکراسی ماشینی داراست. نخست اینکه در این ساختار گرایش به ایجاد تعارض بین واحدهای فرعی سازمان وجود دارد. هر کدام از بخش های حرفه ای هدف های واحد خود را دنبال کرده و در اکثر اوقات هدف های خود را از هدف های بخش ها، واحدها و سایر دوائر سازمان و حتی خود سازمان به عنوان یک کل، برتر می دانند. ثانیاً در بوروکراسی حرفه ای متخصصین همانند همکاران خود در بوروکراسی ماشینی ر اتخاذ تصمیمات خود تابع قوانین هستند. تنها تفاوت این است که در بوروکراسی حرفه ای، این قوانین به وسیله خود متخصصین تدوین می شوند. در این نوع ساختار، کارکنان در دوره های آموزشی استانداردهای حرفه ای و اصول اخلاقی سازمان را می آموزند. چه موقع می بایست آن را کار گیرید؟ بوروکراسی حرفه ای در مواردی که سازمان بزرگ بوده، محیط پیچیده و با ثبات است و نوعی فناوری تکراری نهادی شده از طریق حرفه گرایی وجود دارد، بیشترین کارایی را داراست. هسته عملیاتی به وسیله افراد حرفه ای ماهر، کسانی که یادگیری در وجود آنها نهاده شده اما با این وجود دستورالعمل های روشنی نیز رعایت می کنند، تصدی خواهد شد. افزایش چشمگیر و فوق العاده دانش، باعث شده که بوروکراسی حرفه ای در دهه 1980 یک طرح ساختاری متداول گردد. به موازات استخدام بیشتر و بیشتر متخصصان به وسیله سازمان ها، آنها مجبور شده اند که نوعی ساختار دیگر، جایگزین بوروکراسی ماشینی کنند. بوروکراسی حرفه ای با در پیش گرفتن رویه عدم تمرکز در تصمیم گیری مزایای دیگر شکل ماشینی را حفظ کرده و چنین ساختاری را ایجاد می کند. از دیدگاه قدرت – کنترل بوروکراسی حرفه ای نسبت به بوروکراسی ماشینی در رده پایین تری قرار دارد. ساختار بخشی (شعبه ای): قدرت در ساختار بخشی در دست مدیریت میانی قرار دارد. دلیل این امر آن است که ساختار بخشی در واقع چیزی جز یک مجموعه از واحدهای مستقل که دارای ساختار بوروکراسی ماشینی هستند و فعالیت های آنها به وسیله دفاتر مرکزی هدایت می شوند، نیست. چون بخش ها مستقل هستند این امر به مدیریت میانی اجزای می دهد که کنترل زیادی اعمال کند. با نگاهی دقیق بهساختارهای بخشی، نوعاً این واقعیت آشکار می شود که بخش ها خود را نوعی شرکت به حساب می آورند که بوروکراسی ماشینی بر آنها حاکم است. بخش ها در گروه های وظیفه ای با تقسیم کار در سطح بالا، رسمیت زیاد، اختیار متمرکز در دست مدیران، سازماندهی می شوند. نقاط ضعف و قوت: یکی از مسائل عمده بوروکراسی ماشینی این است که هدف های واحدهای وظیفه ای گرایش یه تحت الشعاع قرار دادن اهداف کلی سازمان دارند. یکی از نقاط قوت ساختار بخشی این است که در این نوع ساختار، سازمان می کوشد تا از طریق واگذاری کامل اختیارات و مسئولیت های تولید و فروش، یک کالا یا خدمات خاص، به یک واحد به این مسئله فیصله دهد. بنابراین یکی از مزیت های ساختار بخشی این است که مسئولیت پذیری بیشتری فراهم کرده و بر نتایج تأکید می ورزد. دیگر نقطه قوت ساختار بخشی این است که کارکنان ادارات مرکزی از درگیری یا جزئیات عملیات روزانه آزاد شده و فرصت بیشتری برای توجه به اهداف و عملیات بلندمدت سازمان پیدا می کنند. واضح است که جنبه های استقلال و خودکفایی ساختاری بخشی، آن را به صورت یک وسیله بسیار عالی برای آموزش و تربیت مدیران کل مبدل ساخته است. این خود یکی از مزیت هایی است که ساختار بخشی نسبت به بوروکراسی ماشینی داشته و تأکیدش بر تخصص گرایی است. یعنی ساختار بخشی به مدیران دامنه وسیعی از تجربه با واحدهای مستقل اعطا می کند. نقطه قوت دیگر ساختار بخشی این است که واحدهای مستقل می توانند با حداقل تأثیر بر کل سازمان از مجموعه سازمان کنار گذاشته شوند. عملکرد غیر اثربخش یک واحد تأثیر اندکی بر دیگر بخش ها می گذارد. به همین صورت ساختار بخشی با کاهش این احتمال که عملکرد ضعیف یک بخش، عملکرد دیگر بخش های سازمان را پایین آورد میزان ریسک پذیری سازمان را تقلیل می دهد. مدارک و شواهد نشان می دهد که یکی از امتیازات واقعی ساختار بخشی ایجاد واحدهای مستقل و خودگردان درون یک سازمان بزرگتر است. از نقاط ضعف ساختار بخشی اینکه دوباره کاری در فعالیت ها و مصرف منابع صورت می گیرد. از دیگر معایب ساختار بخشی ایجاد تعارض بین واحدهاست. در این طرح ساختاری برای تشویق همکاری بین بخش ها انگیزه کمی وجود دارد. هر چه تعداد بیشتری از بخش ها موفق شوند که به خدمات پشتیبانی جنبه عدم تمرکز دهند، وابستگی آنها به ادارات مرکزی کاهش یافته و در نتیجه کارکنان ادارات مرکزی نمی توانند قدرت زیادی بر این بخش ها اعمال کنند. نهایتاً ساختار بخشی در خصوص هماهنگی مشکلاتی ایجاد می کند. کارکنان غالباً نمی توانند بین بخش ها نقل و انتقال یابند به ویژه موقعی که کالا و خدمات متنوعی را تولید و عرضه می کنند. چه موقع می بایست آن را به کار گیرید؟ معیار اصلی تعیین کننده بکارگیری ساختار بخشی تنوع در محصول یا بازار می باشد. وقتی که سازمانی استراتژی تنوع را برمی گزیند ساختار بخشی نسبت به بوروکراسی ماشنی برای آن در اولویت قرار می گیرد. وقتی سازمانی به تنوع روی می آورد تعارضات در ابعاد افقی سازمان بین واحدها به شدت افزایش یافته و تغییر در طرح ساختاری سازمان را ضروری می سازد. افزایش در اندازه سازمان حرکت به سمت بکارگیری ساختار بخشی را تشویق می کند. همه فناوری ها با ساختار بخشی تناسب ندارند. برای اینکه یک فناوری با ساختار بخشی متناسب باسد، باید قابل تقسیم باشد. بخش بخش کردن سازمان فقط موقعی امکان پذیر است که تقسیم فناوری آن بتواند به طور اثربخش در بخش های مختلف توزیع شود. نهایتاً محیط نیز در استفاده از ساختار بخشی تأثیر دارد. ساختار بخشی وقتی از بهترین کارایی برخوردار است که محیط نه زیاد پیچیده باشد و نه پویا، زیرا محیط های بسیار پیچیده و پویا با مسئله عدم استاندارد کردن محصولات و فرایندها مرتبط هستند. در حالیکه ساختار بخشی تا حد زیادی به مثابه بوروکراسی ماشینی به استاندارد کردن محصولات و فرآیندها تأکید دارد. بنابراین ساختار بخشی به محیطی که بسیار ساده تر از میحط پیچیده بوده و با ثبات تر از محیط پویا است، تمایل و سازگاری دارد. ادهوکراسی (ساختار ویژه کار – موقت): این نوع ساختار دارای ویژگی هایی از قبیل: تفکیک افقی زیاد ؛ تفکیک عمودی کم ؛ رسمیت کم ؛ عدم تمرکز ؛ حساسیت و انعطاف پذیری می باشد. تفکیک افقی به این علت در چنین ساختاری زیاد است که سازمان های دارای این ساختار از کارکنانی بهره می گیرند که از تخصص و تجربه بسیار بالایی برخوردارند. چون تفکیک عمودی با ایجاد سطوح متعدد مدیریتی مانع از انطبقا پذیری سازمان با محیط می شود، لذا در این نوع ساختار تفکیک عمودی کم است. همچنین در این نوع ساختار نیاز چندانی به سرپرستی وجود ندارد زیرا رفتار مورد انتظار مدیر از کارکنانش در وجود آنها نهادی شده است. در چنین ساختاری قوانین و مقررات محدودی وجود دارند. قوانین و مقررات موجود بسیار منعطف و نامدن هستند. خود انعطاف پذیری مستلزم آن است که رسیم سازی صورت نگیرد. تفاوت کلیدی دو ساختار بوروکراسی حرفه ای و ادهوکراسی در این است که بوروکراسی حرفه ای وقتی با یک مشکل مواجه می شود بلافاصله آن را در قالب برخی برنامه های استاندارد شده در می آورد طوری که متخصصان می توانند به یک شیوه یکنواخت با آن برخورد نموده و آن را حل کنند. در ساختار ادهوکراسی برای مسئله باید راه حل ابتکاری ارائه شود. در نتجیه استاندارد سازی و رسیمت نامناسب است. تصمیم گیری در ساختار ادهوکراسی به صورت عدم تمرکز اتخاذ می شود. این امر برای ایجاد سرعت و انعطاف پذیری ضروری است و چون از مدیریت ارشد نمی توان انتظار داشت که در اتخاذ تصمیمات مهارت و تبحر لازم را داشته باشد، لذا ادهوکراسی برای تصمیم گیری بر گروه های غیرمتمرکز حرفه ای اتکا دارد. چون در ساختار ادهوکراسی استانداردسازی و رسمیت کمی وجود دارد لذا ساختار فنی در آن مورد تأکید نیست. چون مدیران میانی، کارکنان ستاد پشتیبانی و کارکنان عملیاتی همه نوعاً افراد حرفه ای بوده، تمایزات سنتی بین سرپرست و کارکنان و صف و ستاد به خوبی مشخص نیست، در ادهوکراسی قدرت بدون توجه به پست فرد در دست افراد زبده و خبره است. نقاط ضعف و قوت: تاریخچه ادهوکراسی مقارن با ایجادگروه های تخصصی در خلال جنگ جهانی دوم می باشد. زمانیکه گروه های ویژه تشکیل می شدند و بعد از انجام مأموریت خود منحل می گشتند. دوره زمانی فعالیت آنها به طور قطع و یقین معلوم نبود. امکان داشت گروه برای مأموریت یک روزه یا یک ماهه یا اینکه یکساله تشکیل شود. تقش هایی که افراد در گروه ها ایفا می کدند قابل تغییر بود و متکی بر ماهیت و پیچیدگی مأموریت آنها بود. گروه می توانست به دسته ها و واحدهای فرعی تقسیم شود و هر کدام مسئولیت بخشی از کار را بر عهده بگیرند. مزیت های این گروه های ویژه عبارت بودند از: توانایی در واکنش سریع به تغییرات و ابداعات جدید، تسهیل در هماهنگی بین متخصصان مختلف. زمانی که مهم است سازمان انطباق پذیر و خلاق باشد، موقعی که متخصصان از رشته های مختلف برای تشریک مساعی به منظور تحقق یک هدف مشترک و کلی لازم می باشند و همچنین وظایف آنقدر پیچیده است که از عهده یک شخص بر نمی آید، استفاده از ادهوکراسی ضرورت می یابد. یکی از جنبه های منفی لاینفک ادهوکراسی تعارض می باشد که به طور طبیعی در آن وجود دارد. روابطی مشخص و معین بین رئیس و مرئوس وجود دارند. در خصوص مسئولیت ها و اختیارات ابهامات زیادی وجود دارد. فعالیت ها نمی توانند در بخش های مختلف انجام شوند. به طور خلاصه ادهوکراسی فاقد مزیت های کار استاندارد شده است. ادهوکراسی تنش اجتماعی و روانی برای اعضا ایجاد می کند. برقراری روابط کاری بر اساس یک مبنای دائمی به سادگی و با سرعت امکان پذیر نیست. برای بسیاری از کارکنان انطباق و یا غلبه بر تغییرات سریع، زندگی کردن در یک گروه موقتی و داشتن مسئولیت مشترک با اعضای دیگر مشکل است. برعکس بوروکراسی، ادهوکراسی یک ترکیب ساختاری یا پیکربندی ناکارا است. نوعی طرح ساختاری آسیب پذیر می باشد. بسیاری از این گروه ها یا از بین می روند یا اینکه برای گریز از عدم اطمینان به نوعی ترکیب ساختاری تغییر شکل می دهند. چه موقع می بایست آن را به کار گیرید؟ هر سازمانی نمی تواند از ادهوکراسی استفاده کند. عوامل تعیین کننده مبنی بر اینکه چه موقع ادهوکراسی اثربخش خواهد بود عبارتند از: استراتژی سازمان، فناوری، محیط و مراحل حیات سازمان. ادهوکراسی با استراتژی تنوع در محصولات و خدمات، تغییر و تحول و همچنین ریسک پذیری بالا، سازگار و متناسب است. چنین استراتژی هایی انعطاف پذیر ذاتی را در ادهوکراسی ضروری می سازند. فناوری مورد استفاده در ادهوکراسی غیرتکراری خواهد بود. یک فناوری غیرتکراری باید برای واکنش به استراتژی های تغییر سازمانی مورد استفاده واقع شود. در این ساختار فناوری از میزان رسمیت کمی برخوردار خواهد بود و برای ابراز واکنش صحیح و مناسب متکی بهمهارت و خبرگی متخصصین است. محیط سازگار و مناسب ادهوکراسی محیط پویا و پیچیده خواهد بود. ساختار ادهوکراسی در سال های اولیه چرخه حیات سازمان، مناسب است زیرا سازمان در سال های اولیه تأسیس به انعطاف پذیری بیشتری نیاز دارد تا سهم مورد نظرش را در بازار مشخص کند و دقیقاً تعیین کند چگونه می تواند به اهدافش نائل شود. همچنین در سال های اول شکل گیری سازمان میزان ابداع و نوآوری برای بقاء بسیار بالاست. ادهوکراسی بیشتر در صنایعی کاربرد دارد که جوان هستند. به ویژه آنهایی که بعد از جنگ جهانی دوم ایجاد شدند مانند: سازمان هایی نظیر صنایع فضایی، الکترونیک، مشاوره و مؤسسات تحقیقاتی. 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط soleymani
اندیکاتور بیولوژیک

 

استفاده از نشانگر بیولوژیک بطور هفتگی و بر حسب روزهای کاری

 

استفاده از اتوکلاو توصیه می شود.

 

باید از اندیکاتور بیولوژیک شامل ویال حاوی 106 اسپور ژئوباسیلوس

 

استئاروترموفیلوس استفاده و صحت دماسنج را کنترل نمود.

 

این ویال حاوی کپسول شیشه ای محتوی محیط کشت مایع و

 

اندیکاتور PH و کاغذ آغشته به اسپور باسیلوس است.

 

پس از خروج ویال بیولوژیک از اتوکلاو ، منتظر بمانید تا خنک شود.

 

سپس کناره های ویال پلاستیکی را فشار دهید تا کپسول

 

شیشه ای داخل آن شکسته شود و محیط کشت با کاغذ آغشته

 

به اسپور در تماس قرار گیرد.سپس ویال پلاستیکی را به مدت 2

 

تا 3 روز داخل انکوباتور 56 درجه قرار دهید و هر روز رنگ آن را بررسی

 

نمائید.اگر از بنفش به زرد تغییر رنگ دهد ، باکتری در آن رشد کرده

 

و عدم صحت فرایند استریلیزاسیون را نشان می دهد.باید هنگام

 

استفاده از این نشانگر فشار حدود 1/5 بار و دما در حد مطلوب باشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط soleymani
اگر از آن قسمت هایی از خودمان که یاد گرفته ایم سرکوب کنیم،پرده برداریم متوجه می شویم که چرا در بعضی از بخش های زندگی از آزادی لذت می بریم و در بعضی بخش های دیگر مانند روبات رفتار می کنیم.ترس ما را متقاعد می کند که یکی از نقاب های بی شمارمان را به صورت بزنیم،پشت آن پنهان شویم و صورتکی بسازیم که آن کسی را که واقعا هستیم پنهان کند.همواره تلاش می کنیم که ظاهری بسازیم تا هیچ کس به افکار،خواسته ها ،امیال و گذشته های تاریکمان پی نبرد.
این خویشتن کاذب فقط یک ماموریت دارد :همه بخش های نا خواسته و غیر قابل قبول مان را پنهان کند.اگر به علت داشتن والدینی که از نظر احساسی غیر قابل پیش بینی هستند ،آسیب دیده ایم،احتمالا به سختی تلاش میکنیم تصویری خلق کنیم که شان دهیم فردی آرام هستیم و می توانیم خودمان را مهار کنیم.اگر در طول رشد،مشکلی در یادگیری داشته ایم احتمالا شخصیتی بسیار دوست داشتنی خلق می کنیم تا دیگران به آنچه که نقص خود می دانیم توجه نکنند.
برای اینکه اطمینان حاصل کنیم کاستی ها و نقص هایمان آشکار و هویدا نمی شوند،با زیرکی شروع به گسترش ویژگی هایی می کنیم که متضاد با ویژگی هایی هستند که سعی داشته ایم پنهان کنیم.
نقاب متقاعدمان می کند که همه چیز را درباره خودمان می دانیم و در واقع همان کسی هستیم که در آینه میبینیم.امامساله این است که اگر وارد این ماجرا شویم که"این،من هستم."،در را به روی هر احتمال دیگری می بندیم و انکار می کنیم که می توانیم فرد دیگری باشیم و حالا نمیتوانیم احتمالات بی نهایتی که برای آینده مان وجود داردببینیم.
سرانجام به جایی می رسیم که من آرمانی و خواسته های آن ما را از پا در می آورد.خود را در شرایطی قرار می دهیم که ثابت کنیم از دیگران برتریم یا سعی میکنیم برای دیده نشدن همرنگ جماعت شویم و اینها بهانه ای می دهد که تلاش برای به دست آوردن زندگی مورد علاقه مان نکنیم
دبی فورد،دیپاک چاپرا،ماریان ویلیامسون،کتاب تاثیر سایه،ترجمه سارا سرگلزایی
 
 

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 توسط soleymani
) وظایف زنبورهای عسل بر اساس سنشان مشخص می‌شود. مثلا زنبورهای کارگر در سنین مختلف چنین وظایفی را بر عهده دارند: - زنبور ۱ تا ۲ روزه: شاید باورش سخت باشد اما زنبور کارگر دو روزه نیز وظایفی بر عهده دارد. وظیفه اصلی یک زنبور کارگر در دو روز اول زندگی‌اش، تمیز کردن سلول‌هاست، بدین ترتیب که در همان سلولی که به دنیا آمده است، شروع به کار می‌کند. هم چنین تازه متولد شده‌ها را نیز گرم نگه می‌دارد. - زنبور ۳ تا ۵ روزه: در این سن زنبور به لارو بزرگتر از خودش غذا می‌دهد. - زنبور ۶ تا ۱۱ روزه: غذا دادن به کوچکترین لارو را عهده دار است. - زنبور ۱۲ تا ۱۷روزه: وظیفه تولید موم، ساخت شانه کندو و حمل غذا به عهده این زنبوراست. در کنار آن، انجام کارهای مختلف را نیز بر عهده دارد. - زنبور ۱۸ تا ۲۱ روزه: در این سن او مشغول نگهبانی است و در سر در ورودی‌های کندو کشیک می‌دهد.- زنبور ۲۲ روزه تا نزدیکی‌های مرگ که ۴۰-۴۵ روزش می‌شود: این زنبور از کندو خارج شده و به گشت‌ و‌ گذار و جمع‌کردن گرده گل، نکتار گل، آب و گرده‌افشانی می‌پردازد.

 

۲) این که زنبور عسلی اگر نیش بزند خواهد مرد، همواره صادق نیست. اگر زنبور عسل انسان را نیش بزند، قطع به یقین جان سالم به در نخواهد برد. اما اگر زنبور عسل موجودات دیگر را نیش بزند، ممکن است زنده بماند. زمانی که زنبور عسل انسان را نیش می‌زند، خاری که در نیش حیوان وجود دارد در گوشت بدن انسان برجای می‌ماند و نیش را از جای خود خارج ساخته و قسمتی از بدن حیوان که به نیش چسبیده است نیز خارج می‌شود. همین امر سرنوشت حیوان بی‌چاره را رقم می‌زند. اما این اتفاق همیشه نمی‌افتد و هنگام نیش زدنِ دیگر حیوانات و حشرات، زنبور عسل می‌تواند به نیش زدنِ خویش ادامه دهد، بدون این که به خود آسیبی برساند.

) زنبور عسل می‌داند که کره زمین گرد است و می‌تواند زوایا را اندازه‌گیری کند! دانشمندان توانسته‌اند رقص زنبور عسل را رمزگشایی کنند. زنبور عسل از این کار برای نشان دادن محل غذا، خانه جدید و امثال آن استفاده می‌کند. به همین منظور، آزمایشی به انجام رسید که در آن، یک منبع غذا در یک سوی کوهی و یک کولونی زنبورها در سوی دیگر آن قرار داده شد، به طوری که آن منبع غذا، تنها منبع غذای موجود در منطقه بود. زنبورها توانایی گذشتن از کوه را نداشتند اما وقتی که نحوه تعامل آنها با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفت مشخص شد که آنها آن سمت کوه را به یکدیگر نشان می‌دهند. در حالی که چنین مسیری را نپیمودند، اما توانایی تشخیص زاویه آن را در ذهن خود داشتند. تحقیقات بیشتر نشان می‌دهد که در رقص زنبور عسل، نشانه‌هایی از گرد بودن زمین وجود دارد. به علاوه، آن ها میزان دوری محل مورد نظر را نیز محاسبه و مخابره می‌کنند. بنابراین زنبور عسل را می‌توان یک نخبه ریاضیات دانست که در کنار توانایی‌های فراوانش در زمان‌سنجی، می‌تواند فواصل را بدون داشتن ابزارهای بخصوص، اندازه‌گیری کند.

 

۴) تنها یک اونس (۲۸ گرم) عسل می‌تواند یک زنبور عسل را قادر به پرواز به دور دنیا سازد! زنبور عسل می‌تواند ۸ کیلومتر از کندو دور شده و به دنبال غذا برود. برای تولید ۵۰۰ گرم عسل، کولونی زنبور عسل نزدیک به ۸۸ هزار کیلومتر به پرواز درمی‌آید. برای درک بهتر موضوع، می‌توان گفت برای تولید ۵۰۰ گرم عسل، زنبورهای عسل نزدیک به دو میلیون گل را سرک می‌کشند تا از شهد آنها برای تولید عسل استفاده کنند. هر کندوی زنبور عسل در یک فصل مناسب می‌تواند نزدیک به ۲۷ کیلوگرم عسل تولید کند که این مقدار ۱۱ کیلوگرم بیشتر از عسل مورد نیاز زنبورها در فصل زمستان است.

 

۵) زنبورهای عسل در دسته جانوران خون‌سرد قرار دارند برخلاف دیگر موجودات خون‌سرد، زنبورهای عسل این قابلیت را دارند تا با لرزش اندام‌های خویش، تولید گرما کنند. دمای بدن یک زنبور عسل در حین پرواز چیزی در حدود ۵۴ درجه سانتیگراد است. با این حال، اگر زنبور عسل گرفتار سرما و بارندگی شود، به سرعت توانایی حرکت را از دست می‌دهد. به طور معمول دمای کندوی زنبور عسل در حدود ۳۶ درجه سانتیگراد نگهداشته می‌شود.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 توسط soleymani
خواه مدیرعامل یک سازمان عریض و طویل و خواه شاعری گمنام، همواره آخرین صفحه‌ی تمام نشریات هاروارد بیزنس ریویو اختصاص به مصاحبه‌ای خواندنی با یکی از انسانهای اثرگذار جامعه دارد.

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم تیر 1393 توسط soleymani
یکی از فعالیت‌های برنامه تحقیق و نظارت بر زنبور عسل بومی ایالات متحده، عکس‌برداری از این موجودات کوچک است. در این قسمت تعدادی از تصاویر این برنامه پژوهشی به شما تقدیم خواهد شد. برنامه تحقیق و نظارت بر زنبور عسل بومی ایالات متحده، برنامه‌ای است که توسط زیست‌شناسان، گروه محققان زمین‌شناسی ایالات متحده در ایالت مریلند، در حال اجرا است. بخشی از فعالیت‌های این برنامه، توسعه و ساخت ابزارهایی برای شناسایی و مطالعه گونه‌ بومی زنبورهای عسل است که به کمک عکس‌برداری از آن‌ها، گیاهان و حشرات در تعامل با آن‌ها انجام می‌شود. دانشمندان برای تهیه تصاویر ماکرو، یک استودیو کوچک به کمک پلی‌استیرن (یونولیت) و با زمینه سیاه ساخته‌اند و در پایان تصاویر خود را در دنیای آنلاین به اشتراک گذاشتند.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم تیر 1393 توسط soleymani

دانشمندان هم بازی ویدیویی انجام می دهند اما با پارامسی!

پارامسی ها، تک سلولی های جالبی هستند که به زیست شناسان اطلاعات زیادی در مورد چگونگی حیات ارائه کرده اند. این تک سلولی های درشت اندام تقریبا هر چیزی که به اندازه حفره دهانی آن ها باشد را می بلعند و عامل حرکت شان هم مژگ های ریزی هستند که روی بدن آن ها قرار دارد و به شکل دیوانه واری تکان می خورند تا پارامسی ثانیه ای در یک مکان باقی نماند. این تک سلولی های پر جنب و جوش حالا تبدیل به تفریح عده ای دانشمند شده اند که اوقات فراغت شان را با آن ها پر کنند.

زمانی که “دانش” و “تکنولوژی” در کنار یکدیگر قرار می گیرند، ترکیب جالبی به وجود می آید که پدید آوردنش کار هر کسی نیست. اینگمار ریدل-کروز هم هر کسی نیست. وی یکی از فیزیکدان های برجسته دانشگاه استنفورد است که می خواهد اولین شعله های در هم آمیختگی این دو واژه را بیافروزد. وی با تیمی که در اختیار داشته موفق به خلق ۴ بازی شده که در آن سوژه اصلی پارامسی ها هستند.

در بازی های زیر، یک انسال کنترل پارامسی ها را به وسیله میادین الکتریکی به عهده می گیرد و آن ها را هدایت می کند.
در بازی های زیر، یک انسان کنترل پارامسی ها را به وسیله میادین الکتریکی به عهده می گیرد و آن ها را هدایت می کند.

اولین بازی “اِنلایتنمنت” نام دارد. با استفاده از ویژگی رفتاری پارامسی ها و تاثیر پذیری آن ها از الکتریسیته، این یاخته ها را در محیط بسته ای که از هر چهار سو توسط دیوارهایی با انرژی های مثبت و منفی پوشانده شده قرار می دهند و با تعویض این جریانات الکتریکی، نحوه حرکت پارامسی ها را کنترل می کنند. بازیکن که در اینجا یک دانشمند است، با تعویض جریانات الکتریکی باید سعی کند پارامسی ها را از مسیر مشخصی عبور دهد تا امتیاز کسب کند.

بازی دوم “سیلیبال” یا همان فوتبال خودمان است که به وسیله تک یاخته ها بازی می شود. توپ در مرکز زمین قرار دارد و جایگاه دروازه هم مشخص است. تنها کاری که باید بکنید، هدایت صحیح پارامسی ها به سمت توپ است؛ آن ها خودشان با تمام قوا توپ را به سمت دروازه شلیک می کنند.

بازی سوم همان پک-من یا نقطه خوار معروفی است که بعید است خاطره ای از آن نداشته باشید. این بازی در اینجا “پک-مسیوم” خطاب می شود و نقطه خوارهای اصلی اینجا باز هم پارامسی های پر جنب و جوش هستند. البته سورپرایزی هم در اواسط مراحل انتظارتان را می کشد.

اما آخرین بازی “مایکروبش” نام دارد که باید بلاک های قرار گرفته در بالای صفحه را با استفاده از توپی که در اختیار دارید از بین ببرید. نقش پارامسی ها در اینجا “مزاحم” است. یعنی حرکت پارامسی ها در محیط روی حرکت توپ تاثیر دارد. هر ۴ بازی نام برده را می توانید در ویدیوی زیر مشاهده کنید.

دانلود ویدیو
http://cdn.digiato.com/Biotic%20Games%20-%20movie%201%20of%203.mp4

ریدل-کروز و تیمش مجموعا ۶۰ ساعت بابت این پروژه تلاش کرده اند و البته ۶۰ دلار هم هزینه ساخت آن شده. یک پروژه تحقیقاتی جالب که تنها ۶۰ دلار هزینه برده و در عین حال می تواند الهام بخش کارهای بسیاری در آینده باشد.

 

 

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 توسط soleymani