Scholar
 

فال حافظ

-_ !News _-

 
تحقيقات- همشهری آنلاین:
یک گروه پژوهشگران به سرپرستی یک دانشمند ایرانی توانسته‌اند به طور موفقیت‌‌آمیزی از نمونه‌های مغز استخوان انسانی سلول‌های اسپرم نابالغ بسازند.

به گزارش بی‌بی‌سی اگر بتوان این سلول‌ها را به اسپرم‌های کاملا نمویافته تبدیل کرد- که پژوهشگران امیدوارند در پنج سال آینده به انجام آن موفق شوند- ممکن است شیوه‌ای جدید برای درمان ناباروری در دسترس قرار گیرد.البته کارشناسان هشدار می‌د‌هند که نتایج این تحقیق را که در آلمان انجام شده باید با احتیاط تفسیر کرد.

پژوهشگران در دانشکده پزشکی هانوور و دانشگاه‌های مونستر و گوتینگن سلول‌های بنیادی بالغ را از نمونه‌های مغز استخوان داوطلبان مرد جدا کردند.

در شرایط معمول این سلول‌ها بنیادی به انواع متفاوت سلولی در بافت عضلانی بدل می شوند.اما پژوهشگران شماری از این سلول‌ها را وادار کردند به سلول‌هایی نمو پیدا کنند که شبیه سلول‌های اسپرماتوگونی بودند- سلول هایی که در بیضه‌ها یافت می‌شوند و به طور طبیعی به اسپرم‌های بالغ بدل می‌شوند.

این برای اولین باری است که سلول‌های اسپرماتوگونی انسانی به این روش به طریق مصنوعی ساخته شده‌اند.

سرپرست این تحقیق پروفسورکریم‌ نیرنیا که در حال حاضر در مرکز سلول‌های بنیادی شمال شرق انگلیس مشغول به کار است، امیدوار است این تحقیق روزی بتواند به مردان جوانی که به علت شیمی‌درمان عقیم شده‌اند، کمک کند.

او گفت: "ما از این اکتشاف بسیار هیجان‌زده هستیم. هدف بعدی ما این است که سلول‌های اسپرماتوگونی را واداریم به در آزمایشگاه به سلول‌های اسپرم بدل شوند و این کار احتمالا سه تا پنج سال طول خواهد کشید."

البته تحت قوانین فعلی انگلیس تولید جنین انسان به وسیله اسپرم یا تخمک به طور مصنوعی تولید‌شده ممنوع است.

پروفسور هری مور از مرکز زیست‌شناسی سلول بنیادی در دانشگاه شفیلد می‌گوید: "این یافته‌ها بسیار جالب توجه است، اما باید در مورد تفسیر آنها بسیار محتاط باشیم."

تغییر یافتن انواع سلول‌های بنیادی بوسیله پژوهشگران را از  سلول‌های پیش‌ساز عضلانی به سلول‌های پیش‌ساز تناسلی را فرا-تمایز (trans-differentiation) می نامند.

پروفسور مور می‌گوید تقریبا در همه مشاهدات مشابه از فراتمایز در سلول‌های بنیادی بالغ هنگامی که به طور دقیق مورد آزمون قرار گرفته‌اند نتوانسته‌اند به اثبات برسند. او افزود: " این حوزه‌ به سرعت در حال تحول است، اما ما هنوز سال‌های بسیاری باید بگذرد تا درمانی برای ناباروری با استفاده از چنین تکنیک‌هایی بوجود آید."

او همچنین هشدار می‌دهد که دستکاری سلول‌های بنیادی برای نمو یافتن به صورت سلول‌های اسپرم بالغ می‌تواند باعث تغییرات ژنتیک در اسپرم شود، که آن را برای استفاده در درمان‌های ناباروری پرخطر کند.

با این حال دکتر آلن پیسی، دبیر انجمن باروری بریتانیا گفت:‌"این تحقیق می‌تواند به درک زیست‌شناسی چگونگی تشکیل اسپرم کمک کند.درک زیست‌شناسی اسپرم به خودی خود می‌تواند به شناسایی علت اختلالات تشکیل اسپرم و ایجاد رویکردهای نوین به درمان ناباروری کمک کند."

یافته‌های تحقیق دکتر کریم‌نیا در یک کنفرانس بین‌المللی باروری ارائه شده و در نشریه Gamet Biology به چاپ رسیده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 توسط soleymani

مدلهای مختلف ( انواع ) DNA

A , B , Z DNA


مشخصات A-DNA B-DNA Z-DNA
راست گردی یا چپ گردی راست گرد راست گرد چپ گرد
تعداد جفت بازهای هر دور 11 10/4 12
طول هر مارپیچ 2/8nm 3/4nm 3/7nm
طول یک نوکلئوتید به موازات محور طولی مارپیچ دو رشته ای 0/25nm 0/34nm 0/45nm
قطر DNA 2/55nm 2/37nm 1/84nm
آرایش فضایی پیوند گلیکوزیدی Anti Anti Syn برای گوانین و Anti برای سیتوزین
Puckering قندی `3 endo `2 endo `2 endo برای پیریمیدین ها و `3 endo برای پورین ها

* با اینکه تبدیل اشکال مختلف DNA فرایندی برگشت پذیر است اما با متیلاسیون یا بروماسیون باز سیتوزین در توالی غنی از Z-DNA ، GC پایدار مشود . شرایطی نیز که باعث تبدیل B-DNA به Z-DNA میشود عبارتند از :غلظت نمک در محیط زیاد باشد ( 4Nacl مولار ) ، گروه متیل یا برم به آن اضافه شود و یا پروتئین های تنظیمی ویژه ای به آن متصل شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 توسط soleymani

 باز شدن پیچهای DNA وجدا شدن دو رشته DNA به دناتوراسیون معروف است . در شرایط IN VIVO دناتوراسیون موضعی DNA در فرایندهای همانند سازی , رونویسی و نوترکیبی DNA رخ می دهد و در شرایط IN VITRO تحت تاثیر عواملی نظیر دما , قدرت یونی پایین , محلولهای قلیایی , فرمایید و اوره بوجود می اید . تغییرات جذب DNA برحسب افزایش دما نموداری سیگموئیدی یا S شکل دارد . دمایی که در ان نصف مولکولهای DNA دناتوره میشوند به دمای ذوب ( Melting Temperature ) یا Tm معروف است. هر چه مقدار GC در DNA بیشتر باشد ، Tm آن بالاتر است و هر چه مقدار AT آن بیشتر باشد ، Tm پایین تری دارد . PH بالا و پایین نیز باعث دناتوراسیون DNA میشود . در PH پایین ، بازها دارای بار مثبت شده و بنابراین همدیگر را دفع میکنند و در PH بالا ، بازها بارهای مثبت خود را از دست داده و بار منفی میگیرند و بنابراین دوباره به علت بارهای همنام همدیگر را دفع میکنند .
کاهش دما ، قدرت یونی بالا و PH خنثی باعث اتصال دو رشته به یکدیگر و تشکیل مارپیچ دو رشته ای میگردد که این حالت به رناتوراسیون معروف است . دناتوراسیون و رناتوراسیون DNA ، اساس هیبریداسیون آن میباشد . هیبریداسیون یک تکنیک قوی برای مطالعه ارتباط دو مولکول DNA با هم و جدا کردن یک مولکول DNA خاص در بین توالیهای DNA مختلف میباشد


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 توسط soleymani

پایداری ساختمان دو رشته ای DNA  اساسا بواسطه پیوند های هیدروژنی , برهم کنش هیدروفوبیک , استاکینگ بازها ( روی هم قرار گرفتن بازها ) , کاتیونها , پلی امین ها و هیستون ها میباشد . پیوندهای هیدروژنی بین گروهای عاملی متعددی روی حلقه باز الی نیتروژن دار و بنابر این دو بازهای دو رشته برقرار می گردد. چهارچوب دو رشته ای از قند و فسفات تشکیل می گردد و بازها در شکم دو رشته ای قرار گرفته و با هم پیوند دو رشته ای برقرار میکنند . پیوند های هیدروژنی بین بازها به دو نوع واتسون -کریکی  و غیر واتسون -کریکی تقسیم میشوند. پیوند های هیدروژنی واتسون-کریکی بین بازهای ادنین و تیمین با دو پیوند و بین بازهای گوانین و سیتوزین با سه پیوند تشکیل میشود. پیوند های هیدروژنی غیر واتسون-کریکی شامل انواع هاگستین , هاگستین معکوس و غیر معکوس میباشد.

* هر چه محتوی GC در DNA  بیشتر باشد , تعداد پیوند های هیدروژنی بیشتر شده و مولکول DNA پایدار تر میگردد.

چهارچوب دو رشته که از قند و فسفات تشکیل شده است , هیدروفیل میباشد , به خصوص گروه فسفات با دارا بودن یک بار منفی به مولکول DNA بار منفی میبخشد اما بازهای DNA که در شکم دو رشته ای قرار گرفته اند , هیدرو فوب میباشند . بنابراین در محیط ابی داخل سلول , این پیوند های هیدروفوب داخل دو رشته DNA باعث پایداری ساختمان DNA میشوند. استاکینگ بازها ( base stacking ) یا میان کنشهای پی (Π) نیروی عمودی پایدار کننده ساختمان DNA  میباشد.

این نیرو  که مخلوطی از برهمکنشهای هیدروفوب و واندر والس است بین صفحات بازهایی که در یک رشته و در مجاورت هم در فاصله نیروی واندر والسی قرار دارند , دیده میشود.

کاتیون های 2+Mg  با بارهای منفی DNA  برهمکنش داشته و بارهای منفی ناشی از گروه های فسفات را خنثی کرده و به این ترتیب DNA  را پایدار میکنند.

پلی امینهایی نظیر پوترسین (Putrescine ) , اسپرمین ( Spermine ) و اسپرمدین ( Spermedine ) که واجد بار مثبت هستند نیز با بارهای منفی DNA  بر همکنش داده و به این ترتیب DNA را پایدار میکنند.

هیستونها نیز دارای بار خالص مثبت هستند و ضمن برهمکنش با DNA آنرا پایدار میکنند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 توسط soleymani
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط soleymani
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط soleymani
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط soleymani
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط soleymani
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط soleymani

سیتوپلاسم : سیتوپلاسم مرکز فعل و انفعالات شیمیایی و حیاتی باکتریها است. سیتوپلاسم  باکتریها یک سیستم کلوئیدی است که حاوی آب و مواد غیرآلی مانند اسید نوکلئیک، فسفولیپید،  گلوسیدها (قندها) ،  پروتئین و یونهای معدنی است که به آن ماتریکس گویند. تعدادی اجسام غشایی گرد و پیچ در پیچ بنام مزوزوم و تعداد زیادی ریبوزوم، ذرات ذخیرهای در ماتریکس شناور است.

  ماده ژنتیکی:  از DNA  تشکیل شده که بطور نامنظم روی خودش جمع شده و فوق مارپیچ یا  supercoil   تشکیل می دهد که در سیتوپلاسم شناور است وچون فاقد غشا می باشد جایگاه ویژه ای در سیتوپلاسم ندارد. طول رشته DNA که بشکل حلقوی و مارپیچ دو رشته ای استدر صورتیکه باز شود و بصورت خطی درآید در حدود یک میلیمتر خواهد بود ( بطور استثنا بعضی باکتریها DNA ی خطی دارند مانند بورلیا بورگدورفری ). DNA پس از اتصال به  مزوزوم همانندسازی را شروع می نماید. اعمال مهم ماده ژنتیکی عبارت است از: انتقال صفات ارثی ، دخالت در تقسیم سلول ، کنترل و دخالت در سنتز پروتئینها.

  پلاسمید:  اجزای ژنتیکی درون سیتوپلاسمی هستند که بطور معمول باعث انتقال یکسری از صفات از یک باکتری به باکتری دیگر می شوند. همانندسازی پلاسمیدها مستقل از همانندسازی  DNA ی اصلی است. اگر پلاسمیدها با DNA ی اصلی ادغام شود به آن اپی زوم گویند که تقسیم آن به تقسیم DNAی اصلی وابسته است. از اعمال پلاسمید : ناقل بعضی خصوصیات مانند تولید ماده ای بنام کلیسین است که این ماده روی سایر باکتریها اثر سمی دارد و یا دارای ژن پلاسمیدی بنام پنی سیلیناز است که حلقه بتا لاکتام پنی سیلین را می شکند و آنرا به ماده ای بی اثر بنام پنی سیلوئیک اسید تبدیل می نماید.

  مزوزوم: از فرورفتگی پرده سیتوپلاسمی در داخل سیتوپلاسم بوجود می آید. این بخش در  باکتریهای گرم مثبت  نسبت به باکتریها ی گرم منفی بیشتر ، بزرگتر و عمیق تر است.این بخش به دو شکل یعنی مزوزوم میانی (septal) و مزوزوم جانبی( lateral)دیده می شود. مزوزوم  در تشکیل دیواره اسپور، تنفس سلولی و تقسیم باکتری شرکت دارد.  

 ریبوزوم: ریبوزومها  با کمک  (mRNA, tRNA) RNAمرکز و کارخانه ساخت پروتئینها است. ریبوزوم باکتریها نسبت به ریبوزوم یوکاریوتها کوچکتر و سبکتر می باشد و دارای ضریب ثابت سوئدبرگ 70s درصورتیکه در یوکاریوتها برابر است با    . 80s هر ریبوزوم از دو زیر واحد 30s و50s ساخته شده است. این ساختار در طراحی آنتی بیوتیکها کمک کننده می باشد و عملکرد آنها را اختصاصی می نماید. بعنوان مثال: استرپتومایسین و تتراسیکلین روی زیرواحد 30s و کلرامفنیکل و اریترومایسین روی زیرواحد 50s اثر گذاشته و سنتز پروتئینها را دچار اختلال می نماید.

  دانه های ذخیره ای: در سیتوپلاسم بعضی از باکتریها ترکیباتی مانند فسفاتها پلیمریزه می شود که باکتری به آن نیاز دارد و می تواند بعنوان منبع ذخیره فسفات و انرژی مورد استفاده قرار گیرد. این دانه ها در رنگ آمیزی با بلودومتیلن به رنگ قرمز، قهوه ای یا سیاه دیده می شود که به آن دانه های متا کروماتیک یا باب ارنست یا ولوتین ( پلیمر بتا هیدروکسی بوتیرات)گفته می شود. بعضی از این دانه ها از لیپید و پروتئین ساخته شده است. گاهی از این ساختار در شناسایی باکتری کمک گرفته می شود مانند: کورینه باکتریوم دیفتریه و یرسینیا پستیس.

  پرده یا غشای سیتوپلاسمی: میزان پروتئین در غشای سیتوپلاسمی در باکتریها بیش از سلول پستانداران است. این بخش  اطراف سیتوپلاسم را دربرگرفته و بسیار نازک با خاصیت ارتجایی است. این بخش بطور عمده از فسفولیپید تشکیل شده و مقاومت آن بسیار کم می باشد که بوسیله دیواره سلولی تقویت می شود. غشای سیتوپلاسمی حاوی آنزیمهای تنفسی است وبا فرو رفتن به مزوزوم را تشکیل می دهد. این غشا می تواند محل اثر مواد شیمیایی و داروها باشد  مانند : پلی میگسین و دترژنتها).

  دیواره سلولی یا cell wall: دیواره سلولی در بخش خارجی پرده سیتوپلاسمی قرار دارد و باکتریها را در مقابل  فشار اسمزی زیاد داخل باکتری که در حدود 5 تا 25 اتمسفر( بعلت ترکیبات و اندامکهای درون سلول) حفظ می کند. این ساختار دارای منافذی بنام پورین است که بعضی از مواد مانند آنتی بیوتیکهای هیدروفیل کوچک مولکول از آن عبور میکنند( اما آنتی بیوتیکهای بزرگ و هیدروفیل از آن عبور نمی کنند) ؛  در ضمن شکل باکتری ، نوع رنگ پذ یری (گرم مثبت یا منفی و محل اتصال باکتری  مربوط به این بخش می باشد. از نظر ساختار دو بخش اصلی دارد: 1)  موکوپپتید ( پپتیدوگلیکان یا گلیکوپپتید یا مورئین ) و 2) ساختمان مخصوص

 ☻ پپتیدوگلیکان  شامل اسکلت پلی ساکاریدی ، زنجیره های تتراپپتید و پل عرضی است.

 ☻ساختمان مخصوص

       ♦ساختمان مخصوص در باکتریهای گرم مثبت:  تایکوئیک اسید

ساختمان مخصوص  در باکتریهای گرم منفی : لیپو پروتئین ، غشای خارجی (OM) و لیپوپلی ساکارید(LPS)  که لیپوپلی ساکارید از دو قسمت پلی ساکارید و لیپید A تشکیل شده است.

موکوپپتید (تعداد لایه های پپتیدوگلیکان در باکتریهای گرم مثبت بسیار زیاد گاهی بیش از 50 لایه اما در باکتریهای گرم منفی یک حداکثر سه لایه است)  

♦ اسکلت پلی ساکارید= از واحدهای N   - استیل گلوکز آمین و N- استیل مورامیک اسید که  با پیوند بتا 1 به 4 بهم وصل می شوند. این ساختار در تمام باکتریها یکسان هستند ( لیزوزیم می تواند این پیوند را بشکند).

 ♦ زنجیره های تتراپپتیدی = چهار اسید آمینه که به N- استیل مورامیک اسید متصل هستند.و در یک نوع باکتری ثابت است. اولین اسید آمینه متصل به N- استیل مورامیک اسید ال-آلانین،دومین اسید آمینه دی- گلوتامیک اسید، چهارمین اسید آمینه دی-آلانین و اسید آمینه سوم در باکتریهای گرم مثبت و گرم منفی متفاوت است. در باکتریهای گرم منفی دی-آمینوپایمیلیک اسید ودر باکتریهای گرم مثبت دی-آمینوپایمیلیک اسید یا ال-لیزین یا اسید آمینه ال دیگری قرار دارد.

 ♦ پل عرضی: این بخش نیز پپتیدی است و در باکتریهای مختلف متفاوت است . نحوه اتصال بدین شکل است که اسید آمینه دی- آلانین انتهایی به اسید آمینه سوم لایه بعدی یا جانبی متصل می شود.پدیده ساخت پل عرضی را ترانس پپتیداسیون می گویند که تحت تاثیر بعضی آنتی بیوتیکها مانند پنی سیلین ، باسیتراسیون و سفالوسپورینها پل عرضی تشکیل نمی شود ( محل اتصال این آنتی بیوتیکها PBP  یا penicillin binding protein است ).

  ☻ساختمان مخصوص

 ♦ گرم مثبت ها = غالبا دیواره سلول باکتریهای گرم مثبت دارای اسید تایکوئیک است.اسید تایکوئیک پلیمرهای فسفاته حاوی ریبیتول یا گلیسرول می باشند. این ماده بیشتر به اسید مورامیک متصل است. گاهی اسید تایکوئیک به گلیکولیپید غشای سیتوپلاسمی متصل است که به آن لیپوتایکوئیک اسید گویند. اسید تایکوئیک از آنتی ژنهای مهم سطح باکتریها ی گرم مثبت است. در ضمن اختلاف سرولوژیکی گروههای مختلف باکتریهای گرم مثبت مربوط به این بخش می باشد ؛ همچنین ازدیگر وظایف آن می توان به رساندن یون منیزیم به سلول ،تب زا بودن و داشتن خاصیت میتوژنی برای لنفوسیتهای B اشاره نمود.

  ♦ گرم منفی ها = این گروه از باکتریها فاقد اسید تایکوئیک هستند اما ساختار پیچیده تری دارند.

    - لایه لیپوپروتئین ؛ موکوپپتید را به غشای خارجی متصل می کند.

    - غشای خارجی (outer membrane=OM)؛  ساختمانی شبیه غشای سیتوپلاسمی دارد  ( فسفولیپید دو لایه) که لایه خارجی آن با لیپو پلی ساکارید اشغال شده است (به شکل 2-2 مراجعه شود) همچنین در بخش خارجی پروتئینهایی وجود دارد که گیرنده باکتریوفاژها و پیلی جنسی  هستند.

 -  لیپوپلی ساکارید = لیپو پلی ساکارید از دو بخش تشکیل شده است: 1) لیپید  Aکه از واحدهای گلوکزآمین متصل به اسیدچرب ساخته شده است و دارای اثر سمی است و به آن اندوتوکسین گفته میشود ز یرا پس از مرگ باکتری آزاد می شود.این توکسین باعث بروز شوک، تب، راه اندازی سیستم انعقادی و ...می شود. 2) پلی ساکارید دارای یک قسمت ثابت در تمام باکتریهای گرم منفی و یک قسمت متفاوت در بین باکتریهای گرم منفی مختلف می باشد. بخش متغییر در باکتریهای گرم منفی نقش آنتی ژنیک داردو به آن آنتی ژن سوماتیک یا AgO گفته می شود.

 نکته : باکتریهای گرم مثبت فاقد اندوتوکسین است ( استثنا= در لیستریا ساختاری شبیه اندو توکسین وخود دارد) و فقط می توانند اگزوتوکسین که ساختاری پروتئینی دارند تولید کنند. اما باکتریهای گرم منفی علاوه بر توانایی تولید اگزوتوکسین ، دارای اندوتوکسین هستند.

  تعاریف: 

-     پروتوپلاست = چنانچه توسط لیزوزوم یا ها آنزیم یا آنتی بیوتیک دیگری (پنی سیلین ،باسیتراسین وسیکلوسرین) ازتشکیل  پیوند بتا1  به 4 بین ان استیل گلوکز آمین و ان استیل مورامیک اسید  در       پپتیدوگلیکان باکتریهای گرم مثبت جلوگیری شود ،  دیواره سلولی نیز تشکیل نمی شود و باکتری بشکل کروی در می آید. این شکل از باکتری به تغییرات فشار اسمزی حساس است و با حذف عامل مهار کننده دیواره سلولی قابلیت ترمیم ندارد.

 -     اسفروپلاست = این شکل از باکتری نیز بر اثر عملکرد مهار سنتز دیواره سلول توسط آنزیمها یاآنتی بیوتیکها در باکتریهای گرم منفی دیده می شود. البته دیواره سلولی بطور کامل از بین نمی رود و در صورت حذف عوامل مهاری دیواره سلولی دوباره ترمیم می شود( نکته: مشخص شده که اسفروپلاستها در مزمن شدن بیماریها نقش دارند).

  -  اشکال ال یا L-forms = باکتریهای فاقد دیواره سلولی که در مزمن شدن بیماریها نقش دارند. این شکل از باکتریها بطور خودبخود و بدون حضور عوامل مهار کننده ذکر شده در فوق ایجاد می شود یکی از این باکتریها استرپتوکوکوس پیوژنز است که بطور طبیعی L-form  ایجاد می کند.

   کپسول: خارجی ترین لایه باکتریها کپسول نام دارد(که در اکثر موارد از جنس پلی ساکارید می باشد البته کپسول هایی از جنس اسید هیالورونیک(در استرپتوکک پیوژنز) وپلی پپتیدی(درباسیلوس آ نتراسیس) نیز وجود دارند. . کپسول را می توان با استفاده از مرکب چین یا کریستال ویوله 1% رنگ آمیزی نمود و با میکروسکوپ نوری مشاهده کرد. در صورتیکه این لایه خارجی از جنس پلی ساکارید باشد و بصورت شل وسست اطراف باکتری را دربر بگیرد، به آن لایه لزج یا سست یا slime layer  می گویند. چنانچه این بخش بسیار نازک و ظریف باشد با میکروسکوپ نوری قابل مشاهده نیست و تنها می توان از میکروسکوپ الکترونی استفاده کرد که به این بخش میکرو کپسول یا گلکو کالیکس گویند (ما نند میکرو کپسول در سالمونلا  تیفی). اعمالی که کپسول برعهده دارد عبارتند از: داشتن خاصیت آنتی ژنیک (Ag K) ، اتصال باکتری به سطوح میزبان ، تیپ بندی باکتری ( تست تورم کپسولی یاQuellung  یا Neufeld  ) و ممانعت ازخورده شدن باکتری توسط سلولهای دفاعی بیگانه خوارو در نتیخه تشدید بیماریزایی( آزمایش گریفیث). 

 تاژک یا فلاژل:  عضو حرکت دهنده باکتری و از جنس پروتئینی بنام فلاژلین ساخته شده است که در اثر کمترین ضربه براحتی از باکتری جدا می شود اما به سرعت و در حدود سه دقیفه ترمیم می گردد. با توجه به ساختار پروتئینی  می تواند نقش آنتی ژنیک داشته باشد ( Ag H) . تاژک از قسمتهای رشته یا فیلامان ، قلاب و جسم پایه تشکیل شده و نیروی محرکه آن از پمپ پروتونی (H + ) و در باکتریهای قلیا دوست یا آلکالوفیل بوسیله یونهایی مانند یون سدیم (Na + ) تامین می شود. باکتری برای حرکت بسمت یک ماده شیمیایی یا گریز از آن ( کموتاکسی) تاژک خود را به ترتیب در خلاف جهت یا در جهت عقربه های ساعت بحرکت در می آورد. بعضی از باکتریها تاژ ک آزاد ندارند مانند اسپیروکتها که دارای اندو فلاژل هستند و با انقباضات خود باکتری را به حرکت در می آورند. بر اساس محل قرار گرفتن تاژ ک ، باکتریها نامگذاری می شوند: یک تاژ ک در یکطرف باکتری = منوتریش ، در هر طرف باکتری یک تاژ ک = آمفوتریش ،یک دسته تاژ ک در یک یا دو طرف باکتری= لوفوتریش  و قرار گرفتن تاژ ک بشکل پیرامونی=پری تریش.

 نکته : در باکتریهای گرم مثبت یک جفت صفحه نگهدارنده ( MوN )و در باکتریهای گرم منفی دو جفت صفحه نگهدارنده (M ،N ،L  وP )  تاژ ک را درون غشا و دیواره سلولی باکتری نگهداری می کند.

پیلی یا فیمبریا : زواید مو مانند و کوتاهی از جنس پروتئینی بنام پیلین هستند که تنها با کمک این بخش خاصیت آنتی ژنیک دارد و می تواند سیستم ایمنی میزبان را تحریک نماید. دو نوع پیلی وجود دارد:      پیلی معمولی یا common pilli و پیلی جنسی یا sex pilli . پیلی معمولی در اتصال باکتری به سطوح میزبان نقش دارد که این مرحله دومین مرحله پس از ورود باکتری به بدن و پاتوژنز می باشد.پیلی جنسی در پدیده کونژوگاسیون یا هم یوغی یا هم الحاقی نقش دارد و در انتقال بعضی از ژنهای پلاسمیدی ( مانند ژن مقاومت دارویی) یا  ژنهای اصلی از یک باکتری به باکتری دیگر نقش دارد. در اصطلاح به باکتریهای بدون پیلی باکتری ماده و به باکتریهای دارای پیلی باکتری نر گفته می شود.

  اسپور :  اسپور فرم مقاوم باکتری است که در شرایط نامساعد دربعضی از باسیلهای گرم مثبت هوازی (جنس باسیلوس ) و  بعضی از باسیلهای گرم مثبت بیهوازی (جنس کلستریدیوم ) تشکیل می شود. این شرایط به نوع باکتری مربوط می شود بعنوان مثال نبود اکسیژن برای رشد باکتریهای هوازی یا مساعد نبودن دما و فشار و همجنین کمبود مواد غذایی. طبق تعریف مراحل تشکیل اسپور را اسپورولاسیون گویند. اطلاعات مربوط به ساخت اسپور داخل DNAی اصلی باکتری است.

 مراحل اسپورولاسیون= ابتدا یک نسخه از DNAی باکتری ساخته می شود واین نسخه جدید در محل تشکیل اسپور استقرار می یابد. باکتری کم کم آب آزاد را از دست داده و سیتوپلاسم تغلیظ می شود که در این حالت میزان فعالیت سلول به حداقل خود می رسد. همجنین ساختار مزوزومی به سمت داخل باکتری فرورفتگی بیشتری می یابد و علاوه بر جدا کردن محل تشکیل اسپور از سایر قسمتها می تواند بعنوان بخشی از ساختمان اسپور هم باشد. هر چند ماده سازی در این ساختار  به حداقل رسیده اما مواد دیگری که مورد نیاز تشکیل اسپور است  ساخته می شود از مهمترین آنها که در افزایش مقاومت اسپور اهمیت دارد، دی پی کولینات کلسیم است که از ترکیب دی پی کولینیک اسید و املاح کلسیم ایجاد می شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط soleymani

 با روشن شدن حمل اطلاعات وراثتي توسط دی ان ای

توجه محققين به بررسي آن معطوف گرديد. تعيين

ساختمان اوليه و سه بعدي اين مولكول تا حدي چگونگي حمل اطلاعات و همانند سازي كروموزوم را نشان

ساختمان بسيار پيچيده و غير عادي داشته باشد DNA داد. ابتدا اين نگراني وجود داشت كه شايد مولكول

ولي بزودي معلوم شد كه اين مولكول به صورت مارپيچ مضاعف بوده و ساختمان سه بعدي ژن ها مشابه

يكديگر است و تنها تفاوت آنها در مورد تعداد و توالي نوكلئوتيدهاي تشكيل دهنده يك ژن مي باشد.

چندان هم ساده نيست، مثلاً DNA امروزه پس از گذشت سي سال ملاحظه مي شود كه ساختمان

بعضي ويروس ها تك رشته است ( برخلاف اكثر مولكول هاي ديگر كه به صورت مارپيچ مضاعف مي DNA

عمدتاً به صورت مارپيچ راستگرد است، ولي بعضي از مناطق آن DNA باشند). ضمناً عليرغم اينكه مولكول

خطي نيستند و برخي حلقويند، از طرف ديگر در اثر تاب DNA چپگرد مي باشن د. بعلاوه همه مولكول هاي

بدور پروتئين هاي هسته اي خاصي اشكال پيچيده اي به نام ابرمارپيچ بوجود DNA خوردن مولكول هاي

مي آيند كه ممكن است اين تاب خوردگيهاي ثانويه، ساختمان مارپيچ مضاعف را به گونه اي تغيير دهند كه

سبب باز شدن دو رشته فوق و بوجود آمدن نواحي تك رشته اي گردد.

اشكال فرعي هستند ولي بزودي ملاحظه گرديد DNA ابتدا تصور مي شد كه ساختمانهاي پيچيده تر

نه تنها DNA كه فراواني اين ساختمانها بسيار بيشتر از حدي است كه فرعي تلقي شون د. بنابراين ساختمان

به صورت نسبت اً ساده مارپيچ مضاعف نيست بلكه اشكال ساختماني پيچيده تري بر روي آن مي توانند بوجود

در كنترل حيات پي برد. DNA آيند و با درك علت ايجاد چنين ساختمانهايي مي توان تا حدي به نقش

معمولاً به صورت مارپيچ مضاعف است DNA

ساختمان مارپيچ مضاعف آن است، بدين معني كه از دو زنجيره ، DNA يكي از مهمترين ويژگيهاي

مكمل كه به دور يكديگر تاب خورده اند بوجود آمده است . مارپيچ فوق راستگرد و هر زنجيره آن پليمري از

چهار نوع نوكلئوتيد است . قند يك نوكلئوتيد توسط يك گروه فسفات به قند نوكلئوتيد بعدي متصل مي

يا (A,G) شود. هر نوكلئوتيد داراي يك قند ( ددروكسي ريبوز )، يك گروه فسفات و يك بازپوريني

است. بازهاي پورين ي دو حلقه اي و بازهاي پيريميديني يك حلقه اي مي باشن د. در هر (C,T) پيريميديني

زنجيره پلي نوكلئوتيدي گروههاي فسفات و قند بطور متناوب قرار گرفته اند و بدين ترتيب اسكلت آنرا مي

سازند. پيوندي كه گروههاي فسفات و قند نوكلئوتيدها را به هم وصل مي كند به نام پيوند فسفو دي استر

مشابه است و تنها اختلاف آنها بين نوع توالي بازهاي DNA خوانده مي شو د. اسكلت كليه مولكول هاي

پوريني و پيريميديني موجود در آنها اس ت. بازهاي پورين و پيريميديني مولكول هاي مسطح و نسبتاً نامحلول

در آب هستند و با زاويه حدود 90 درجه نسبت به اسكلت زنجيره بر روي هم قرار مي گيرند.

مكمل يكديگر است DNA توالي بازهاي دو زنجيره

موجود در مارپيچ مضاعف به كمك پيوندهاي هيدروژ ني بين جفت بازهاي مكمل DNA دو زنجير ه

مقابل، در كنار يكديگر قرار مي گيرن د. بدين ترتيب كه بازهاي آدنين و تيمين و بازهاي گوانين و سيتوزين با

مي تواند بوجود DNA يكديگر جفت مي شوند . تنها در صورت ا يجاد چنين آرايشي است كه شكل منظم

به ترتيب بزرگتر يا DNA آيد، در غير اين صورت در ا ثر جفت شدن دو باز پوريني يا پيريميديني ابعاد

كوچكتر مي شوند و ساختمان منظم آن از بين خواهد رف ت. بدين ترتيب ملاحظه مي شود كه همواره بازهاي

مكمل در مقابل يكديگر قرار مي گيرند و پيوند هيدروژني بين آنها سبب بوجود آمد ن مارپيچ مضاعف منظم

مي گردد. بنابراين با داشتن توالي يك زنجيره، توالي زنجيره مقابل را مي توان نوشت. DNA

3¢ - ATGTC -5¢ 5 باشد، توالي زنجيره مكمل آن ¢ - ATGTC - 3¢ مثلاً اگر توالي يك زنجيره

دو زنجيره بايد در ، G -C,A- T خواهد بو د. ضمناً براي ايجاد پي وندهاي هيدروژني مناسب بين جفتها ي

جهت مخالف يكديگر قرار گيرند و در اين صورت پيوندهاي فسفو دي استر آنها در جهت مخالف يكديگر قرار

به اندازه 180 درجه چ رخانده شود، ظاهراً تغييري در DNA خواهند گرف ت. بدين ترتيب اگر مارپيچ مضاعف

ساختمان فضايي آن ديده نمي شود .

پيوندهاي گلي كوزيدي كه سبب اتصال جفت بازهاي آلي به قندهاي مربوط به آنها مي شوند، كاملاً در

مقابل هم قرار ندارند ( دو پيوند در امتداد يك خط فرض نيستند )، در نتيجه اسكلت هاي قند فسفات دو

زنجيره د ر دو سوي مارپيچ به گونه اي قرار گرفته اند كه دو شيار نامساوي ( از نظر بزرگي و گودي ) بين آنها

تشكيل مي شود ( شكل). كف شيار بزرگ را اتمهاي ازت و اكسيژن موجود در نوك بازهاي آلي ( منظور از

نوك، اتمهايي هستند كه در دورترين فاصله از پيوند گلي كوزيدي قرار دارند ) پوشانده ان د. شيار فوق به

سمت داخل محور مارپيچ مضاعف باز مي شو د. ولي كف شيار كوچك را ازت ها و اكسيژن هاي ديگر

بازهاي آلي تشكيل داده اند. اين شيار به سمت خارج محور مارپيچ مضاعف باز مي شو د. تعداد پيوندهاي

هيدروژني كه در شيار بزرگتر تشكيل مي شوند، بيشتر بوده و بستگي به توالي بازها دارد . به هر حال پروتئين

با توالي معين ) در شيار بزرگتر متصل مي شوند. ) DNA هاي اختصاصي به قطعات خاصي از


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط soleymani

ساختمان اول : شامل ترادف نوكلئوتيدي، ساختمان دوم : مارپيچ دورشته اي و ساختمان سوم : مربوط به

ساختمان فراپيچيده يا سوپركويل است ساختار فراپيچيده يا سوپركويل است ساختار فراپيچيده يا سوپركويل

DNA در اثر ايجاد فشار، اتصال برخي از پروتئينها از جمله توپوايزومرازها، هيستونها، داروها و شرايط خاص ديگري

ايجاد مي گردد. ايجاد سوپركويل در DNA بعد از مارپيچ دورشته اي ايجاد مي شود. سوپركويل را با دو علامت مثبت

) DNA ) و منفي (-) براي راستگرد و چپ گرد بودن نشان مي دهند. در هنگام چپ گرد عدد پيچش مولكول +

كاهش مي يابد و در هنگام راستگرد عدد پيچش افزايش مي يابد. درجه سوپركويل يا چگالي سوپركويل را از رابطه

DNAL=o به دست مي آورند، كه در آن تعداد پيوندهاي يك رشته با رشته ديگر حلقوي

ريلكس و DNAL = تعداد پيوندهاي يك رشته با رشته ديگر در سوپركويل م يباشد، چگالي سوپركويل اغلب

مولكولهاي SmoothDNADNA ٠- است. به دو طريق سوپركويل ايجاد مي كند: ١- صاف ( ) / طبيعي حدود ٠٦

تمام زوايا و پارامترهاي آن از جمله وضعيت قند و فسفات ثابت مي مان د. ٢- انحراف ( Kink ) زوايا و پارامترهاي

مختلف تغيير مي كند.

RelaxDNA اتيديوم برومايد به عنوان عوامل درج شونده بين بازهاي سبب مي شود سوپركويل منفي به شكل

تبديل شود ولي اگر تعداد آن زياد باشد شكل Relax را به سوپركويل مثبت تبديل م يكند.

- يژولوپوت DNA : DNA مكا نشناسي يا توپولوژي به وسيله ٣ پارامتر توضيح داده م يشود:

DNA۱. L) Linking number ( : تعداد دفعاتي كه يك رشته با رشته ديگر در مولكول تماس م ييابن د. اگر

سوپركويل منفي در LLB – DNA ايجاد شود كاهش م ييابد و اگر سوپركويل مثبت ايجاد شود افزايش م ييابد

DNA يم هديد يفنم ليوكرپوس تروص هب بلغا لولس لخاد دوش .

TB – DNA۲. T ) Twist number( : تعداد پيچش يك رشته حول رشته ديگر را معرفي م يكند. در اغلب و

L با هم برابر هستند.

۳. W) Writing number :( تعداد سوپركويلها را نشان مي دهد. رابطه اين سه پارامتر به صورت L = T + WT = L – W يا است.

LDNA- ياهرموزياوپوت DNA : مولكولهاي كه فقط در تعداد با يكديگر تفاوت دارند ايزومرهاي توپولوژيكال يا

توپوايزومرز ( Topoisomers ) يكديگر هستند كه به وسيله آنزيمهاي توپوايزومراز ايجاد م ي شوند . آنزيمه اي

توپوايزومراز به چند دسته تقسيم مي شوند. شامل:

DNA- زارموزياوپوتI : فقط در يك رشته برش ايجاد م يكند، تعداد پيچشها را به اندازه يك عدد كم يا زياد

مي كند، سوپرهليكس منفي DNA را هبيم ليدبت دنك . ادتبا زائلكون ناونع هبنع هب سپس و زاگيل ناويم لمع ميزنآ نآ هب ليلد نيمه هب و دنكيم تسب و تسكش دنيوگ. يجراخ يژرنا عبنم هب بايغ رد و درادن زاينD+ يژرنا هدنهد و يم لمع و دنك يگتسب دوجوم سنج و داژن هبدراد.زا ATP ،افتسا روتكافوك ناونع هب يم هد دنك.

- زارموزياوپوت II :DNA در هر دو رشته برش ايجاد م يكند و عدد پيچش را به اندازه دو عدد تغيير مي دهد. عمل

آن همراه با مصرف انرژي و هيدوليز DNA gyraseDNAATP است. به آن ژيراز، جيراز يا گيراز ( )

نيز مي گويند كه باعث ايجاد سوپركويل منف ي در )DNA مي شود . اين آنزيم تترامر با

A زيرواحدها تسا نيزوريت يكيتيلاتاك هورگ دجاو . يتسا . دحاوريز

DNA II توپوايزومراز يوكاريوتي شامل دنهد شهاك ار وكرپوس و يفنم لي يمن شچيپ دنناوت

تبديل كنند Relax ايجاد كنند اما مي توانند سوپركويل منفي و مثبت را شل كرده و به حالت ax

- زارموزياوپوتIII :IIII توپوايزومراز پروكاريوتي از خانواده توپوايزومراز است و سوپركويل منفي را به

لكشax ت يم ليدب هب و دنك2 ATP زا يلو درادن زاين + هدافتسا روتكافوك ناونع هب يم دنك.

- زارموزياوپوتIV :II از خانواده توپوايزومراز است و سوپركويل منفي را به لكش ليدبت يم لوكلوم ود ندرك ادج يارب و دنك DNA لح هدرك يزاسدننامه هك يوق هتفر ورف مه رد و دنا دنا تيصاخ نويسانتاكد) Decatnation (دراد . IIATPNovobiocin آنتي بيوتيك نووبيوسين ( ) مانع اتصال به توپوايزومراز مي شود و ناليديكسيك

اسيد ( IIDNANalidixic acid ) و مشتقات آن آنزيم جيراز يا ژيداز (توپوايزومراز ) را مهار م يكند و عوامل

آنتي تومور محسوب مي شود.

DNA- سوكعم زاريج زارموزياوپوت)Reverse grase( : از آركئو باكتري ها به دست آمده است كه را به

سوپركويل مثبت )+ تبديل مي كند.

- ياهورين لكش هدنهد نامتخاس هدننكرادياپ وDNA : اين نيروها به اندازه كافي قوي هستند تا ساختار اصلي

تركيبات باقي بماند ، اما از اين نظر كه تركيبات ساختار خم پذير و پويا داشته باشند، ضعيف هستند.

مهمترين اين نيروها عبارتند از:

١. نيروي يوني يا الكتروستاتيك

Base paring ٢. نيروي مربوط به پيوند هيدروژني بين جفت بازها ( )

Base stacking ٣. نيروي واندروالس مربوط به صفحه اي بودن بازها ( ) كه نيرويي عمودي است و زماني كه بازها

در فاصله شعاع واندروالسي قرار م يگيرند، ايجاد مي شود.

DNAHydrophobic force نيروي آب گريز يا هيدروفوب ( ): اين نيرو ۴. ضعيف است و بازهاي پورين و

پيريميدين آب گريز يا هيدروفوب به داخل مولكول مي روند . چهار نيروي بالا ضعيف هستند و در پايداري و

شكل گيري مولكول DNA و تشكيل ساختمان دوم تا چ هارم دخالت مي كنند. پيوندهاي كو الانسي كه بين اتمهاي

مولكول DNA وجود دارد نيز مهم است كه مربوط به نيروهاي قوي است و در تشكيل ساختمان اول دخالت دارد.

DNA- ندش هتشرساو DNA ترارح رثا تحت )Thermal denaturation(: هنگامي كه دو رشت هاي تحت

تأثير درجه حرارت بالا قرار گيرد، پيوندهاي هيدروژني جفت بازهاي مكمل از بين م ي رود و DNA واسرشته يا

دناتوره مي شود. واسرشته شدن DNA تحت اثر حرارت را به وسيله دستگاه اسپكتروفتومتر اندازه گيري مي كنند .

منحني ذوب StackingDNA سيگموئيدي است كه مربوط به برهمكنش هاي هيدروژني تعاوني و نيروي

مي باشد. ماكزيمم جذب نوري DNA در طول موج ٢٦٠ نانومتر مربوط به پيوندهاي هيدروژني بين جفت بازها و

ماكزيمم جذب ديگر در طو ل موج ٢١٠ نانومتر مربوط به پيوندهاي فسفود ي استر است. در اثر حرارت پيوندهاي

هيدروژني به تدريج شكسته م ي شوند و بازها از يكديگر جدا مي گردند كه اگر در معرض نور قرار گيرند مقدار جذب

بالا مي رود و تحت عنوان پررنگي يا هيپر كروماسيته ناميده مي شود. در صورتي كه م ق دار جذب نوري پيوندهاي

فسفودي استر كاهش مي يابد، واسرشته شدن DNADNA با بالا رفتن جذب آن همراه است. اگر تحت تأثير يونها،

pH يا يخ زدگي قرار گيرد، فشرده تر شده و چگالي آن بالا مي رود ولي مقدار جذب كاهش م ي يابد كه تحت عنوان

كم رنگي يا هيپوكروماسيته ناميده مي شود. نقطه Thermal MeltingT.M ( ) درجه حرارتي است كه در آن

نيمي از مولكول واسرشته مي شود. نقطه DNAT .M مولكول حدود است. اگر درجه حرارت پايين تر از

نقطه DNADNAT . M باشد واسرشته شده به حالت اوليه بر مي گردد ولي بالاتر از آن واسرشته شده به حالت

اوليه برنمي گردد.

جفت شدن يا اتصال بازها انواع مختلف دارد كه به نام كاشفين آن ناميده مي شود. - اهزاب ندش تفج:

)فلا (نوستاو عون تلااصتا-كيرك : طبيعي ترين و پايدارترين اتصالات مي باشد كه N و از باز پورين با

و O از باز پيريميدين پيوند هيدروژني برقرار مي كنند.

7N در اين حالت حلقه ايميدازول وارد پيوند هيدروژني مي ش )ب ( نتسگوه عون تلااصتا: دو زاب زايروپONاب ن از باز پيريميدين به يكديگر متصل مي شوند.

O2O)ج ( سوكعم عون تلااصتا)Reverse(: باز پيريميدين در اثر چرخش طوري قرار م يگيرد كه به جاي ، در

پيوند هيدروژني شركت مي كند. نوع واتسون- كريك و هوگستن مي توانند به صورت معكوس نيز وجود داشته باشند.

علت تمايل بازهاي مكمل به يكديگر و عدم تمايل بازهاي غيرمكمل ناشي از كامل شدن ترازهاي الكتروني، هندسه

فضايي بازها و دخالت مكانيك كوانتم مي باشد.

UV اگر باز آلي ت ي مين تحت اثر - نيميت نويسازيرميد : قرار گيرد، بين كربنهاي ٥ و ٦ دو مولكول تيمين

(پيريميدينها) اتصال قوي ايجاد مي شود و ديمرتيمين به وجود مي آيد كه به آن فتوديمريزاسيون مي گويند .

ديمرتيمين مانع همانندسازي شده و طي پديده بازكنش ورسازي نوري ( Photoreactivation ) توسط آنزيمهاي

UVrABC اگزي نوكلئاز تعمير م ي شود و به حالت اوليه تبديل مي گردد. با كاهش مقدار آب ميزان ديمر شدن

كاهش مي يابد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مرداد 1389 توسط soleymani

                 نذار امشبم با یه بغض سربشه ...بزن زیر گریه چشات تر بشه

                بذار چشمات و خیلی آروم روهم...بزن زیر گریه سبکشی یکم

                  یه امشب غرورو بذارش کنار ...اگه ابری هستی با لذت ببار

          نمیتونی پنهون کنی داغونی...نمیتونی یادش نباشی به این آسونی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 توسط soleymani
محافظت ازچشم‌ با عينك‌ آفتابي ‌طبي‌
جام جم آنلاين: يك تصور غلط در برخي از ما وجود دارد كه گمان مي‌كنيم استفاده از عينك آفتابي براي زيبايي و احتمالا جلب توجه كردن است، در حالي كه پزشكان متخصص چشم بر اين باورند چشم انسان هم مانند ديگر بخش‌هاي بدن در برابر آفتاب مي‌سوزد و استفاده از عينك آفتابي از آن محافظت مي‌كند. بر همين اساس است كه متخصصان مي‌گويند: در صورت قرار گرفتن در معرض گرماي زياد بايد از چشمانمان مراقبت كنيم.
انجمن بيماري‌هاي چشمي آمريكا به‌تازگي اعلام كرده است قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراءبنفش خورشيد مي‌تواند سبب بروز بسياري از ناراحتي‌هاي چشمي همچون تغييرات مخرب قرنيه و آب مرواريد شود.

اين بيماري‌ها مي‌توانند سبب تاري ديد، دردناك شدن و قرمزي چشم، ريزش اشك، اختلال موقت ديد و در برخي موارد منجر به نابينايي شود بنابراين چشم‌ها نيز در برابر نور خورشيد نياز به محافظت دارند.

محافظت از چشم‌ها مي‌تواند از راه‌هاي ساده، ايمن و ارزان صورت گيرد. استفاده از كلاه لبه‌دار و يا عينك‌هاي آفتابي با قابليت محافظت از چشم در برابر نور خورشيد مي تواند  محافظ  چشم‌ها باشد.

براساس اين گزارش كودكان و نوجوانان بيشتر از سايرين در معرض آسيب‌هاي چشمي نور خورشيد قرار دارند، چرا كه مدت زمان بيشتري را  نسبت به بزرگسالان در خارج از منزل سپري كرده و عدسي چشم آنها نازك‌تر است. اين بدان معني است كه اشعه مضر نور خورشيد راحت‌تر وارد شبكيه چشم آنها مي‌شود.

تحقيقات نشان مي‌دهد: 40 درصد افراد به هنگام خريد عينك‌هاي آفتابي به قابليت آنها در محافظت از چشم  چندان توجه نمي‌كنند.

توصيه‌هايي براي خريد عينك آفتابي‌

در همه مواقعي كه در معرض تابش اشعه ماوراءبنفش قرار مي‌گيريد حتي در روزهاي ابري يا زمستاني از عينك‌هاي آفتابي محافظت‌كننده از چشم در برابر اين اشعه استفاده كنيد.

هنگام خريد، عينك‌هاي با كيفيت را انتخاب كنيد. چنين عينكي بايد 99 درصد اشعه يو.وي.آ و يو.وي.ب را منعكس كند.

دقت كنيد رنگ هر 2 شيشه عينك كاملا يكدست و يكسان بوده و فاقد موج و عيب و نقص باشد.

سعي كنيد هنگام خريد رنگ خاكستري را براي عينك خود انتخاب كنيد. رنگ خاكستري شدت نور را گرفته و رنگ اجسام را تغيير نمي‌دهد و رنگ ديد طبيعي برايتان فراهم مي‌كند.

اطمينان حاصل كنيد نوجوانان و كودكانتان از عينك آفتابي استفاده ‌كنند. آنها معمولا زمان بيشتري در معرض آفتاب قرار دارند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 توسط soleymani
فلفل دلمه ای از گرفتگی رگ ها پیشگیری می کند

فلفل دلمه ای حاوی اسید فولیک است و این ویتامین از گرفتگی رگ ها و بروز بیماری های قلبی پیشگیری می کند.

مریم مراداف در گفتگو با فارس افزود: فلفل دلمه ای سرشار از ویتامین C و A است که آنتی اکسیدان هایی قوی هستند و روی رادیکال های آزاد که بر سلول ها اثر تخریبی دارند، تاثیر می گذارند و فلفل دلمه ای رنگی تر (زرد و قرمز) حاوی بتاکاروتن بیشتری است.

وی گفت: فلفل دلمه ای به دلیل داشتن ویتامین A به تقویت چشم ها کمک می کند و مصرف منظم این ویتامین تا حد زیادی از بروز شب کوری و آب مروارید پیشگیری می کند.

این کارشناس تغذیه اضافه کرد: غیر از ویتامین A ، لوتئین و گزانتئن موجود در فلفل دلمه ای نیز در کاهش احتمال بروز آب مروارید چشم نقش دارند.

وی گفت: اسید فولیک (فولات) یکی از ویتامین های گروه B است که باعث کاهش ماده ای به نام هموسیستئین در خون می شود.

افزایش بیش از حد این ماده می تواند باعث تخریب رگ های خونی و افزایش احتمال سکته قلبی شود.

این متخصص تغذیه اضافه کرد: فلفل دلمه ای حاوی اسید فولیک است و این ویتامین از گرفتگی رگ ها و بروز بیماری های قلبی بخصوص در بیماران دیابتی جلوگیری می کند.

مراداف افزود: فیبر موجود در فلفل دلمه ای نیز می تواند کلسترول خون و حمله های قلبی و سکته را کاهش می دهد.

این متخصص تغذیه گفت: فلفل دلمه ای را می توان به صورت خام در سالاد خرد و بلافاصله بعد از خرد کردن فلفل دلمه ای آن را مصرف کرد، زیرا ویتامین C وقتی در معرض هوا قرار بگیرد (با خرد کردن) از بین می رود.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 توسط soleymani
هشدار درباره آلودگی های میکروبی بستنی های سنتی

نتیجه پژوهشی نشان می دهد: میزان آلودگی های میکروبی در بستنی های سنتی بسیار بیش از حد مجاز است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، بستنی یک فرآورده لبنی مغذی است و به علت ارزش غذایی بالا، PH نزدیک خنثی و قابلیت نگهداری طولانی مدت، محیط مناسبی برای رشد میکروارگانیسم ها است.

به گفته کارشناسان:  آلودگی بستنی به میکروب می تواند باعث مسمومیت ها و عفونت های غذایی شده و سلامت انسان را به خطر اندازد.

چند تن از محققان کشورمان مطالعه ای را به منظور ارزیابی کیفیت بهداشتی بستنی های سنتی مصرفی از نظر آلودگی باکتریایی انجام دادند.

در این مطالعه ، تعداد ۱۰۰ نمونه بستنی سنتی از مراکز تولید و توزیع این فرآورده به روش تصادفی انتخاب و به منظور بررسی میزان آلودگی باکتریایی بر طبق استانداردهای ملی ایران ، آزمایش شدند.
بر پایه یافته های این پژوهش : ۲۶% نمونه ها دارای آلودگی بیش از حد مجاز و ۷۵% نمونه ها به باکتری های خانواده انتروباکتریاسه به میزان بیشتر از حد مجاز  آلوده بودند.

میکروب استافیلوکوکوس اورئوس از ۴% و اشرشیاکلی از ۳۲% نمونه ها جدا گردیدند و همه نمونه ها از نظر سالمونلا منفی بودند.

به گفته محققان: برای جلوگیری از وقوع مسمومیت های ناشی از مصرف این بستنی ها، پاستوریزاسیون شیر و رعایت بهداشت فردی و کنترل نظارت بهداشتی مراکز تهیه و توزیع الزامی است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 توسط soleymani