DNA
ب
ا روشن شدن حمل اطلاعات وراثتي توسط دی ان ایتوجه محققين به بررسي آن معطوف گرديد. تعيين
ساختمان اوليه و سه بعدي اين مولكول تا حدي چگونگي حمل اطلاعات و همانند سازي كروموزوم را نشان
ساختمان بسيار پيچيده و غير عادي داشته باشد
DNA داد. ابتدا اين نگراني وجود داشت كه شايد مولكولولي بزودي معلوم شد كه اين مولكول به صورت مارپيچ مضاعف بوده و ساختمان سه بعدي ژن ها مشابه
يكديگر است و تنها تفاوت آنها در مورد تعداد و توالي نوكلئوتيدهاي تشكيل دهنده يك ژن مي باشد.
چندان هم ساده نيست، مثلاً
DNA امروزه پس از گذشت سي سال ملاحظه مي شود كه ساختمانبعضي ويروس ها تك رشته است ( برخلاف اكثر مولكول هاي ديگر كه به صورت مارپيچ مضاعف مي
DNAعمدتاً به صورت مارپيچ راستگرد است، ولي بعضي از مناطق آن
DNA باشند). ضمناً عليرغم اينكه مولكولخطي نيستند و برخي حلقويند، از طرف ديگر در اثر تاب
DNA چپگرد مي باشن د. بعلاوه همه مولكول هايبدور پروتئين هاي هسته اي خاصي اشكال پيچيده اي به نام ابرمارپيچ بوجود
DNA خوردن مولكول هايمي آيند كه ممكن است اين تاب خوردگيهاي ثانويه، ساختمان مارپيچ مضاعف را به گونه اي تغيير دهند كه
سبب باز شدن دو رشته فوق و بوجود آمدن نواحي تك رشته اي گردد.
اشكال فرعي هستند ولي بزودي ملاحظه گرديد
DNA ابتدا تصور مي شد كه ساختمانهاي پيچيده ترنه تنها
DNA كه فراواني اين ساختمانها بسيار بيشتر از حدي است كه فرعي تلقي شون د. بنابراين ساختمانبه صورت نسبت اً ساده مارپيچ مضاعف نيست بلكه اشكال ساختماني پيچيده تري بر روي آن مي توانند بوجود
در كنترل حيات پي برد.
DNA آيند و با درك علت ايجاد چنين ساختمانهايي مي توان تا حدي به نقشمعمولاً به صورت مارپيچ مضاعف است
DNAساختمان مارپيچ مضاعف آن است، بدين معني كه از دو زنجيره ،
DNA يكي از مهمترين ويژگيهايمكمل كه به دور يكديگر تاب خورده اند بوجود آمده است . مارپيچ فوق راستگرد و هر زنجيره آن پليمري از
چهار نو
ع نوكلئوتيد است . قند يك نوكلئوتيد توسط يك گروه فسفات به قند نوكلئوتيد بعدي متصل مييا
(A,G) شود. هر نوكلئوتيد داراي يك قند ( ددروكسي ريبوز )، يك گروه فسفات و يك بازپورينياست. بازهاي پورين ي دو حلقه اي و بازهاي پيريميديني يك حلقه اي مي باشن د. در هر
(C,T) پيريميدينيزنجيره پلي نوكلئوتيدي گروههاي فسفات و
قند بطور متناوب قرار گرفته اند و بدين ترتيب اسكلت آنرا ميسازند. پيوندي كه گروههاي فسفات و
قند نوكلئوتيدها را به هم وصل مي كند به نام پيوند فسفو دي استرمشابه است و تنها اختلاف آنها بين نو
ع توالي بازهاي DNA خوانده مي شو د. اسكلت كليه مولكول هايپوريني و پيريميديني موجود در آنها اس ت. بازهاي پورين و پيريميديني مولكول هاي مسط
ح و نسبتاً نامحلولدر آب هستند و با زاويه حدود
90 درجه نسبت به اسكلت زنجيره بر روي هم قرار مي گيرند.مكمل يكديگر است
DNA توالي بازهاي دو زنجيرهموجود در مارپيچ مضاعف به كمك پيوندهاي هيدروژ ني بين جفت بازهاي مكمل
DNA دو زنجير همقابل، در كنار يكديگر
قرار مي گيرن د. بدين ترتيب كه بازهاي آدنين و تيمين و بازهاي گوانين و سيتوزين بامي تواند بوجود
DNA يكديگر جفت مي شوند . تنها در صورت ا يجاد چنين آرايشي است كه شكل منظمبه ترتيب بزرگتر يا
DNA آيد، در غير اين صورت در ا ثر جفت شدن دو باز پوريني يا پيريميديني ابعادكوچكتر مي شوند و ساختمان منظم آن از بين خواهد رف ت. بدين ترتيب ملاحظه مي شود كه همواره بازهاي
مكمل در مقابل يكديگر
قرار مي گيرند و پيوند هيدروژني بين آنها سبب بوجود آمد ن مارپيچ مضاعف منظممي گردد. بنابراين با داشتن توالي يك زنجيره، توالي زنجيره مقابل را مي توان نوشت.
DNA3
¢ - ATGTC -5¢ 5 باشد، توالي زنجيره مكمل آن ¢ - ATGTC - 3¢ مثلاً اگر توالي يك زنجيرهدو زنجيره بايد در ،
G -C,A- T خواهد بو د. ضمناً براي ايجاد پي وندهاي هيدروژني مناسب بين جفتها يجهت م
خالف يكديگر قرار گيرند و در اين صورت پيوندهاي فسفو دي استر آنها در جهت مخالف يكديگر قراربه اندازه
180 درجه چ رخانده شود، ظاهراً تغييري در DNA خواهند گرف ت. بدين ترتيب اگر مارپيچ مضاعفساختمان فضايي آن ديده نمي شود
.پيوندهاي گلي كوزيدي كه سبب اتصال جفت بازهاي آلي به
قندهاي مربوط به آنها مي شوند، كاملاً درمقابل هم
قرار ندارند ( دو پيوند در امتداد يك خط فرض نيستند )، در نتيجه اسكلت هاي قند – فسفات دوزنجيره د ر دو سوي مارپيچ به گونه اي
قرار گرفته اند كه دو شيار نامساوي ( از نظر بزرگي و گودي ) بين آنهاتشكيل مي شود ( شكل). كف شيار بزر
گ را اتمهاي ازت و اكسيژن موجود در نوك بازهاي آلي ( منظور ازنوك، اتمهايي هستند كه در دورترين فاصله از پيوند گلي كوزيدي
قرار دارند ) پوشانده ان د. شيار فوق بهسمت داخل محور مارپيچ مضاعف باز مي شو د. ولي كف شيار كوچك را ازت ها و اكسيژن هاي ديگر
بازهاي آلي تشكيل داده اند. اين شيار به سمت خار
ج محور مارپيچ مضاعف باز مي شو د. تعداد پيوندهايهيدروژني كه در شيار بزرگتر تشكيل مي شوند، بيشتر بوده و بستگي به توالي بازها دارد . به هر حال پروتئين
با توالي معين ) در شيار بزرگتر متصل مي شوند. )
DNA هاي اختصاصي به قطعات خاصي از
خدایا ، حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن تا درهایی را که بسویم می گشایی ، ندانسته نبندم و درهایی که به رویم میبندی ، به اصرار نگشایم!